تبليغاتX
اگه حلقه عشق از طلاست ح دوستی از وفاست
 اس ام جک هووووووووووووووووو هر چه بخی

اگه از من بدت میاد کلیک کن

کلیک کردی بعد نگی مقصر تویی

اگه خیلی کنجکاوی کلیک کن

نترس کلیک کن

ترسو




 
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
 ...
....
. . . .. . .
. . . .
. . .
. .
.
خوش اومدی ببخش فقط یه شوخی بود  اینا همه رو واسه شما گذاشتم
امیدوارم که خوشتون بیاد نظر یادتون نره
موفق باشی
|+| نوشته شده توسط هیچکس در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:55  
 نقاشي

|+| نوشته شده توسط هیچکس در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 14:6  
 خوراک موش

 

 

شكار و گرفتن موش براي طبخ در فيليپين

حاضر كردن موشها براي پخت

موشهاي بسته بندي شده

|+| نوشته شده توسط هیچکس در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 14:4  
 وضعیت کودکان جهان در سال 2008: آمار کلیدی
  • بطور میانگین، روزانه بیش از 26 هزار کودک زیر پنج سال جان خود را از دست می‌دهند که عامل اغلب این مرگ ومیرها بیماری‌های قابل پیشگیری می‌باشند.
  •  آمار سالیانه مرگ و میر کودکان، از 20 میلیون در سال 1960 به 7/9 میلیون در سال 2006 کاهش یافته است.
  • در سال 2006 ، بیش از 80 درصد مرگ و میر کودکان زیر پنج سال در کشورهای صحرای آفریقا و جنوب آسیا بوده است.
  • بطور کلی، مناطقی که در مسیر رسیدن به هدف چهارم توسعه هزاره یعنی بقای کودک نیستند عبارتند از خاورمیانه و شمال آفریقا، جنوب آسیا و کشورهای صحرای آفریقا شامل شرق و جنوب آفریقا، غرب و مرکز آفریقا.
  • تنها سه کشور از کل 46 کشور منطقه صحرای آفریقا ، در مسیر رسیدن به هدف چهارم توسعه هزاره هستند: کیپ ورده، اریتره و جزایر سیشل.
  • به‌منظور رسیدن به هدف توسعه هزاره برای بقای کودک، ما باید میزان مرگ ومیر کودکان را تا سال 2015 به نصف برسانیم.میزان کل مرگ ومیر کودکان زیر پنج سال در سال 2006، 72 از هر 1000 کودک بوده است، که این تعداد باید به 31 از هر 1000 کودک در سال 2015 کاهش یابد.
  • از سال 1970، کشورهای صحرای آفریقا شاهد رشد تدریجی مرگ و میر کودکان زیر پنج سال بوده اند، در همین مدت 11 درصد تولدها و 19 درصد مرگ و میر کودکان کل جهان در این کشورها اتفاق افتاده است. در سال 2006، 22 درصد تولدها و 49 درصد مرگ و میر کودکان زیر پنج سال کل جهان در کشورهای صحرای آفریقا بوده است.
  • در سال 2006 از هر شش کودکی که در کشورهای صحرای آفریقا متولد شده است ، یکی قبل از رسیدن به سن پنج سالگی با خطر مرگ مواجه بوده است.

پیشرفت‌ها از سال 1990:

  • از سال 1990، میزان مرگ و میر کودکان در 61 کشور جهان تا 50 درصد کاهش یافته است.
  • از کل 191 کشوری که آمارشان موجود است، 129 کشور در مسیر رسیدن به هدف چهارم توسعه هزاره، بقای کودک، هستند به این معنا که تا سال 2015 ، میزان مرگ و میر کودکان زیر 5 سال در آنها تا دو سوم کاهش می یابد.
  • از سال 1990، در یک سوم از 50 کشور جهان که در پایین ترین حد توسعه قرار دارند، 40 درصد ازمیزان مرگ ومیر کودکان کاهش یافته است- این امر نشان میدهد که اگر اراده سیاسی و راهکارهای مناسب وجود داشته باشند در کشورهای فقیر نیز می توان پیشرفت‌هایی در وضعیت کودکان صورت داد. این کشورها شامل: مالدیو، جزایر تیمور، بوتان، نپال، بنگلادش، جمهوری خلق دموکرات لائو، اریتره، هاییتی، مالاوی، ساموا، کیپ ورده، کوموروس، موزامبیک، اتیوپی و جزایر سلیمان می‌باشند.
  • در چین، میزان مرگ و میر کودکان کودکان زیر پنج سال، از 45 مرگ در 1000 تولد زنده در سال 1990 به 24 مرگ (حدود 47 درصد) در سال 2006 کاهش یافته است.
  • میزان مرگ و میر کودکان زیر پنج سال در هند تا 34 درصد کاهش یافته است.
  • میزان مرگ و میر کودکان در پنج کشور از جمله بنگلادش، بوتان، بولیوی، اریتره، لائو، تیمور لسته و نپال، تا بیش از 50 درصد کاهش یافته است.
  • مرگ و میر کودکان در اتیوپی کاهش 40 درصدی داشته است.
  • در سال 6 200،میزان مرگ و میر کودکان زیر پنج سال در جهان، 72 مرگ در 1000 تولد زنده بوده است، 23 درصد کمتر از آمار سال 1990.
  •  بهداشت و مرگ در دوران بارداری:  وضعیت سلامتی مادران ....    بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط هیچکس در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 14:47  
 مثل هایی از مشرق زمین

دشمن امروز فردا نیش می زند . ( چینی )

اگر برادران کنار هم کارکنند ، کوه تبدیل به طلا می شود . ( چینی )

اگر سوار پلنگ شدی ، پیاده شدنت مشکل خواهد بود . ( چینی )

مال کمتر و اضطراب کمتر! ( چینی )

اگر قادر به تبسم نیستی ، کاسب نشو . ( چینی )

محبت  ، بزرگتر از قانون است . ( چینی )

عاقل همان کاری را ابتدا انجام می دهد  که نادان در آخر . ( هندی )

برای آنکه بزرگ باشی ، نخست کوچک باش . ( هندی )

ریشه تمام نزاع ها در سه چیز خلاصه می شود: زر، زمین و زن . ( هندی )

آنکس که جرأت مبارزه در زندگی را ندارد ، بالاجبار طناب دار را به گردن می اندازد . ( چینی )

آنکس که در هر جا دوستانی دارد ، همه جا را دوست داشتنی می یابد  . ( چینی )

راستی  ، یگانه سکه ایست که همه جا قیمت دارد  . ( چینی )

موقعیکه دهانت می خورد ،  بگذار با شکمت مشورت کند  . ( چینی )

مردان در اوقات خوشبختی نسبت به سایر افراد همدردی نشان می دهند و زنان در اوقات بدبختی . ( چینی )

هنگامیکه خشم حرف می زند ، عقل چهرۀ خود را می پوشاند . ( چینی )

همیشه دزدی وجود دارد که دزد دیگر را غارت کند  . ( چینی )

مردیکه کوه را از میان برداشت ، کسی بود که شروع به برداشتن سنگریزه ها کرد . ( چینی )

آنکه دربارۀ همه چیز می اندیشد ، دربارۀ هیچ چیز تصمیم نمی گیرد . ( چینی )

عمارت بزرگ را از سایه اش و مردان بزرگ را از سخنانشان می توان شناخت . ( چینی )

مردم به سخنان مرد پولدار همیشه گوش می کنند . ( چینی )

یک مرد بزرگ ، عیوب مرد کوچک را نمی بیند . ( چینی )

انسان صد سال هم زنگی نمی کند ولی غصه هزار سال را می خورد . ( چینی )

اگر نمی خواهی سرت کلاه برود ، قیمت جنس را از سه مغازه بپرس . ( چینی )

اشتباه یک لحظه ، یک عمر اندوه به بار می آورد . ( چینی )

ارزش دختر یک دهم ارزش پسر است ! ( چینی )

اگر نخ دراز باشد ، باد بادک خیلی دور پرواز می کند . ( چینی )

اگر پول داشته باشی اژدها هستی و اگر پول نداشته باشی کرم . ( چینی )

اگر پیر هستید اندرز بدهید ، اگر جوان هستید ، اندرز پذیر باشید . ( چینی )

اگر فقیر با ثروتمند معاشرت کند ، دیگر شلوار نخواهد داشت که به پا کند . ( چینی )

آنکه تهمت می زند هزار بار می کشد و قاتل فقط یکبار .  ( چینی )

اول لاغرها سرمای زمستان را حس مکنند .  ( چینی )

از دری که دارای چندین کلید است بر حذر باش . ( هندی )

اگر می خواهی بدانی شیر چه قیافه ای دارد به گربه نگاه کن . ( هندی )

اگر از کسی متنفری ، بگذار زنده  بماند . ( ژاپنی )
انسان از پیروزی چیزی را یاد نمی گیرد ولی از شکست خیلی چیزها را فرا می گیرد .
( ژاپنی )

از زنان زیبا همچنان بپرهیزید که از فلفل سرخ هندی . ( ژاپنی )
اگر می خواهی مرد را بسنجی او را با زن آزمایش کن و اگر می خواهی زن را بسنجی او را با

طلا و طلا را با آتش بسنج . ( چینی )

با زنت مشورت بکن ولی درست برعکس آنچه می گوید عمل بکن . ( چینی )
برای مورچه چند قطره ،  باران است .
( ژاپنی )

از آهسته رفتن مترس ، از بی حرکت ايستادن بترس . ( چينی )

باید حریف را به کمک حریف دیگری بدام انداخت . ( ژاپنی )
سکوت هرگز اشتباه نمی کند  و هر چه طولانی تر باشد ، بهتر قضاوت می کند . ( هندی )
«ملاقات» آغاز جدایی است . ( ژاپنی )

آدم باهوش درد سرهای بزرگ را به درد سرهای کوچک تبديل ميکند و درد سرهای کوچک را از بين مي برد. ( چينی )
احمق چون نميداند چطور راه برود ، داد ميزند که راه ناهموار است . ( هندی )
گذشته ها را بدانيد که آينده را بدانيد . ( چينی )
شما نميتوانيد از پرواز پرنده های اندوه از روی سرتان جلگيری کنيد ، ولی ميتوانيد مانع لانه کردن آنها روی سرتان شوید . ( چينی
)

|+| نوشته شده توسط هیچکس در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 14:38  
 خدا و گنجشک

بنام خدا

روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت : " می آید. من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه دردهایش را در خود نگه می دارد. " و سرانجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند ، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : " با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست ! " گنجشك گفت : " لانه كوچكی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی كسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم،‌ كجای دنیا را گرفته بود ؟ " و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.خدا گفت : " ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آنگاه تو از كمین مار پر گشودی. " گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود. خدا گفت : " و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی..." اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. های های گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد...! 643249iep74517ho.gif643249iep74517ho.gif  643249iep74517ho.gif643249iep74517ho.gif    

|+| نوشته شده توسط هیچکس در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 14:27  
 از خدا چه می خواهی؟

بنام خدا

سلام


خداوند بی نهایت است!لا مكان و لا زمان !
اما به قدر فهم تو كوچك می شود !
و به قدر نیاز تو فرود می اید
و به قدر آرزوی تو گسترده می شود
و به قدر ایمان تو كار گشا می شود !
یتیمان را پدر  و مادر
1992.jpg
محتاجان برادری را برادر
پیران را عصا می شود

2iqz4n5.jpg
 عقیمان را طفل می شود
YASSMIN20.jpg
 محتاحان به عشق را عشق می ورزد
خداوند همه چیز می شود همه كس را...
به شرط اعتقاد
به شرط پاكی دل
به شرط طهارت روح

person.jpg
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس ...
بشویید قلب هایتان را از هر احساس نا روا

2epohvl.jpg
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار نا پاك
و دست هایتان را از هر الودگی در بازار
و بپرهیزید از ناجوانمردی ها ‍،نا راستی ها و نا مردمی ها


چنین كنید تا ببنید خدا چگونه بر سفره شما با كاسه خوراك و تكه ای نان می نشیند
و در دكان شما كفه های ترازو هایتان را میزان می كند
و در كوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند


مگر از زندگی چه می خواهید كه در خدایی خدا یافت نمی شود ؟! 

1054-20051025-12.jpg

|+| نوشته شده توسط هیچکس در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 10:48  
  ایران در قبل از اسلام

اگر بتوانیم بگوییم ایران در قبل از اسلام بزرگترین تجربه  سیاسی خود را تا كنون پشت سر گذاشت باید اعتراف كنیم كه ایران بعد از ظهور اسلام بزرگترین رنسانس علمی خود را در تاریخ به ثبت رسانید


 


http://www.farhangsara.com/fimages/iranmap.gif

 

 سرجان ملكم انگلیسی مینویسد ، قرن اول و دوم اسلامی را كه دوره رنسانس و شكفتن استعدادهای علمی و معنوی‏ ایرانیان پس از یك ركورد طولانی است ،قرنهای سكوت و خمود ایرانی‏ می‏نامد

ایرانیان بعد از ظهور اسلام اكثر كرسی های علمی جهان را قبضه كردند و دانشمندان بزرگی را به بشریت تقدیم نمودند و این رنسانس بزرگ علمی در آثار تاریخ نویسان غربی  عمدا مورد بی توجهی قرار میگیرد

دانشمندان مسلمانی كه ایران پس از ظهور اسلام به بشریت عرضه كرد  توانستند  گامهای بزرگی در پیشرفت علمی بردارند

استعدادهایی نظیر بوعلی و فارابی و ابوریحان و خیام ریاضی و خواجه نصیرالدین طوسی و  شیخ بهایی ، عطار، صدرالمتالهین و صدها عالم طبیعی و ریاضی و مورخ و جغرافی دان و پزشك و ادیب و فیلسوف و عارف فراهم گردد كه  سالیان سال  در دانشگاه های بزرگ جهان ترجمه كتاب های دانشمندان سرزمین ما تدریس میشد


 


http://news.hekmatschool.com/Image/news/290/abu_reyhan_birooni01.jpg

 

مطالعه تاریخ ایران بعد از اسلام ، از نظر شور و هیجانی كه در ایرانیان از لحاظ علمی و فرهنگی پدید آمده بود كه مانند تشنه محرومی فرصت را غنیمت می‏شمردند و در نتیجه توانستند استعدادهای خود را بروز دهند و برای‏ اولین بار ملل دیگر آنها را به پیشوایی و مقتدایی پذیرفتند و این پذیرش‏ هنوز هم نسبت به ایرانیان قرون اول تا ششم و هفتم اسلامی ادامه دارد ، فوق العاده جالب است.  چنانكه پیامبر اسلام فرمود : » ابشروا یا بنی فروخ فلو کان الایمان معلقا بالثریا لاتناله العرب، لنا له العجم. «
بشارت باد به شما ای فرزندان فرخ(ایرانیان) اگر ایمان به ستاره ثریا بسته باشد، عرب به آن نمی رسد، ولی عجم آن را در اختیار خود خواهد گرفت.


و در هیچ برهه ای  از تاریخ ما این امکان را نداشتیم که رهبری علمی جهان بشریت را به دست بگیریم مگر در زمان صدر اسلام و قرنهای متمادی بعد از ان  بعد از ان


 

ولی متاسفانه مورخین غربی عمدا خواسته اند این مساله را به باد فراموشی بگیرند  گوستاولوبون‏می‏گوید : اهمیت ایرانیان در تاریخ سیاست دنیا خیلی بزرگ بوده است ولی بر عكس در تاریخ تمدن خیلی خرد بوده است . در مدت دو قرن كه ایرانیان‏ قدیم بر قسمت مهمی از دنیا سلطنت داشتند شاهنشاهی فوق العاده با عظمتی‏ به وجود آوردند ، ولی در علوم و فنون و صنایع و ادبیات ابدا چیزی ایجاد نكردند و به گنجینه علوم و معرفتی كه از طرف اقوام دیگری كه ایرانیان‏ جای آنها را گرفته بودند چیزی نیفزودند

 

 

در حالی كه عمده خدمات ایرانیان به جهان علم  و دانش پس از ظهور اسلام فراهم شد و این نكته ایست كه خواسته اند از چشمشان مخفی بماند

من در این جا اسم چند دانمشند ایرانی كه خدمات ارزنده ای به دو علم ریاضی و جغرافیا كردند را نام میبرم و بقیه علوم را به فرصت دیگری وا میگذارم


ایرانیان و تاریخ و جغرافیا (یا مسالك و ممالك‌)

1- ابن خرداد . صاحب كتاب مسالك و ممالك تألیف 233 ه.ق كه از پایه گذاران فنّ تاریخ و جغرافیا است‌.

2- جیهانی = گیهانی (محمّد بن احمد) از رجال قرن چهارم هجری وزیر احمد بن نصر سامانی‌. او نیز كتابی در مسالك و ممالك پرداخته كه از «ابن خردادبه‌» هم در آن نقل كرده است‌. او نیز از پایه گذاران این فنون محسوب می‌شود.

 3- ابن رُسته‌ی اصفهانی . صاحب كتاب الاعلاق النفیسه تألیف 290 ه.ق كه از كتب بسیار مفید معتبر تاریخ و جغرافیاست‌.

4- بزرگ بن شهریار صاحب كتاب عجایب الهند قرن 3-4 ه.ق

 5- واقدی . مورخ نامدار متوفّی 207 ه.ق

 ایرانیان و ریاضیات‌، هیئت و نجوم‌

 1- ابو معشر بلخی (جعفر بن محمّد) متوفّی 272 ه. كه از صد سال متجاوز عمر كرد و از اعاظم منجمان قرن دوم و سوم اسلامی بود كه مؤلفاتش سرمایه‌ی فنّ نجوم است و اقوالش مثل سند مأثور در كتب این فنّ نقل می‌شود.

 2- ابوالوفاء بوزجانی (بوزجان) متولد 328 و متوفّی 387 ه.ق مخترع شكل ظِلّی و مُغْنی در مثلثات كروی‌.

 3- ابونصر عراقی (عراق عجم= اراك) ‌، مخترع شكل قطاع در حل مسائل مثلثات كروی‌، كه استاد ابوریحان بیرونی قبل از پیوستن به دربار سلطان محمود غزنوی مدتی در مصاحبت و ملّازمت وی بود و حق نعمت او را همه جا ملحوظ و محفوظ داشته است‌. توضیحاً این خاندان را «آل عراق‌» می‌گویند

 4- ابوالعباس نیریزی(نیریز یزد)  شارح مجسطی و هندسه‌ی اقلیدس از علمای بزرگ ریاضی قرن چهارم هجری كه طریقه‌ی حل مصادره‌ی خطوط متوازی او مورد استفاده‌ی حكیم عمر خیّام و خواجه نصیرالدّین طوسی واقع شده است‌.

 5- ابوریحان بیرونی (احمد بن محمّد خوارزمی‌) متولد 362 متوفّی 430 ه.ق نابغه‌ی بی‌نظیر ریاضی و فلسفه و تاریخ مؤلف كتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم و قانون مسعودی و الاستیعاب فی صنعة‌الاسطرلاب و مقالید علم الهیئة والآثارالباقیه و كتاب الهند و كتب و رسائل دیگر كه عموماً از متون معتبر مهم ریاضی و هیئت و نجوم و تاریخ است و اكثرش مثل كتب ابوعلی سینا به زبانهای خارجی ترجمه شده و ما بین علما و دانشمندان خاور و باختر متداول و مورد استفاده قرار گرفته است‌.

 ابوریحان را « بطلمیوس اسلام » و كتاب «قانون مسعودی‌» او را « مجسطی اسلامی » می‌توان نامید. ابوریحان با ابوعلی سینا معاصر بوده و در كتاب «الآثار الباقیه‌» كه در حوالی سنه‌ی 390 هجری قمری به نام « امیر شمس المعالی قابوس وشمگیر » تألیف كرده است‌، از ابن سنیا به عنوان «الفتی الفاضل‌» یعنی «جوان فاضل‌» و در كتاب «قانون مسعودی‌» كه به نام « امیر مسعود ابن سلطان محمود غونوی » نوشته است‌، هم مكرّر از وی نام برده‌، ما بین آنها مكاتبات و مسائلات علمی نیز متبادل شده است‌.

 جای دارد كه شرح حال آن نابغه‌ی بی‌همتای علم و دانش را كه نه تنها از مفاخر ایران و نوابع اسلام‌، بلكه از افتخارات عالم بشریت است را بیشتر بدانیم .

 6- حكیم عمر خیّام نیشابوری (= خیّام‌) مؤلف كتاب جبر و مقابله و شرح ما اشكل من مصادرات اقلیدس و رسائل علمی دیگر به فارسی و عربی كه مابین سنوات 517-530 ه. درگذشته و مقبره‌اش در نیشابور بنیادی تازه و با شكوه یافته و اشعاری از این حقیر در كتابه‌های آن عمارت كاشی كاری شده است‌. كتاب خیّام‌ی نامه كه جلد اول آن به طبع رسید، مربوط به كارهای علمی و ادبی حكیم خیّام است‌. حكیم خیّام در فلسفه و ریاضیات استادی بزرگ بود و فكر سیّال جوّال مبتكر او در فنون ریاضی مخصوصاً معادلات جبر و مقابله‌، مسائل و فرمولهای تازه ابتكار كرد كه علمای بعد از وی حتّی اروپاییان آن را اقتباس و احیاناً سرقت كردند و به نام خود شهرت دادند؛

 حكیم خیّام در رصد اصفهان و اصلاح تقویم جلالی جزو هیئت هشت نفری است كه از طرف خواجه نظام الملك طوسی وزیر ملكشاه سلجوقی به سال 467 ه.ق در اصفهان مأمور آن كار شده بودند (عبدالرحمن خازنی‌، ابوالمظفر اسفزاری‌، میمون بن نجیب واسطی‌، ابوالعباس لوكری و حكیم خیّام‌). علّامه قطب الدّین شیرازی تألیف كتاب زیج مستقلّی هم به حكیم خیّام نسبت داده است‌.

 7- خواجه نصیرالدّین طوسی (محمّد بن حسن متولد 597 متوفّی 672 ه.ق صاحب تحریر اقلیدس در هندسه كه اصول می‌گویند و تحریر مجسطی كه مربوط به ریاضیّات و هیئت و نجوم عالی است و تحریرالكُرة و الاسطوانه و تحریر اُگرثاوذوسیوس و مساحت اشكال بنی موسی خوارزمی و دیگر تحریرات كه در تقسیم‌بندی قدیم فنون ریاضی جزو « متوسّطات » شمرده می‌شود (علمای قدیم فنون ریاضی را به سه بخش تقسیم می‌كردند كه به منزله‌ی ابتدایی و متوسطه و عالی بود؛ بخش ابتدایی را كه هندسه‌ی اقلیدس باشد «اصول‌» می‌گفتند و بخش عالی «مجسطی‌» بود، سایر شعب ریاضی را «متوسّطات‌» می‌نامیدند.) و رساله‌ی الشافیة عن الشّك فی الخطوط المتوازیة كه رساله‌ی مستقلّی است در مصادره‌ی معروف اقلیدس مربوط به خطوط متوازی‌. رساله‌ی « شرح ما اشكل من مصادرات اقلیدس » حكیم خیّام نیز چنان كه پیش گفتیم مربوط به همین مسئله است‌. در رساله‌ی شافیه طریقه‌ی حلّ حكیم خیّام را با اسم و رسم نقل كرده است‌. و نیز از مؤلّفات مهم ریاضی خواجه نصیرالدّین كتاب زیج ایلخانی است كه آن را به فارسی نوشت‌. این زیج محصول رصدخانه‌ی مراغه بود كه خود خواجه در سال 657 قمری در زمان هلاكوخان مغول متوفّی 663 كه به تدبیر خواجه بر این كار بعث و تحریض شده بود، چندان كه عواید اوقاف كل ممالك مفتوحه را برای این منظور تحت اختیار خواجه قرار داد. آن رصدخانه را در تپه‌ای رفیع كه در سمت شمال مراغه است ، تأسیس كرد و چند تن از علمای بزرگ ریاضی آن زمان را كه در علوم ریاضی و كار رصدخانه و آلات رصدی دست داشتند به همكاری خود دعوت نمود .

|+| نوشته شده توسط هیچکس در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 10:24  
 یكی از ادیان چینی دین دائویسم است

 

مكتب تائو / دائو (Taoism)به لائوتسه (tse_lao) حكیم (متوفاى 517 ق .م ) منسوب است . در اینكه آیا وى وجود خارجى داشته است یا صرفا یك شخص افسانه اى است ،

میان دانشمندان اختلاف وجود دارد. به گونه اى كه از سنت به دست مى آید وى در سال 604 ق .م . در چین به دنیا آمد و مدتى در دربار پادشاه سمت بایگان داشت . وى پس از چندى شغل خود را رها كرد و براى پرداختن به صفاى روح از همه امور حتى كسب علم دست كشید و در خانه خود ماند. مردم درباره او كنجكاو شدند و براى آگاهى از انیشه هاى وى به دیدار او شتافتند. گفته مى شود كنفوسیوس نیز به دیدار وى رفت . وى از مراجعات مردم خسته شد و بدین جهت از سرزمین خود مهاجرت كرد. یكى از دروازه بانان شهر او را در حال عزیمت دید و از خواهش كرد كه به وى چیزى بیاموزد. لائوتسه در كنارى ایستاد و رساله اى را به او املا كرد كه تاكنون باقى است و نام آن تائوته چینگ یعنى رساله تائو و خاصیت آن ، است . این رساله شامل سخنان كوتاهى است كه معناى بعضس از آنها روشن نیست . رساله را به دروازه بان داد و از آنجا عبور كرد و دیگر خبرى از او باز نیامد. برخى گفته اند وى در سال 517 ق .م . درگذشت .
كسانى كه لائوتسه را شخصى افسانه اى مى دانند، مى گویند فلسفه منسوب به وى از زمان كنفوسیوس قدیمتر است و رساله یاد شده نیز قبلا وجود داشته است .

1- لائوتسه و فلسفه تائوته چینگ

http://www.aldeaeducativa.com/small/lao-tse.jpg

رساله منسوب به لائوتسه محصول اندیشه یك تن نیست ، بلكه در طول قرون حك و اصلاحاتى در آن صورت گرفته است ، اما بیشتر محتویات آن از قرن چهارم قبل از میلاد است .
از دیدگاه فیلسوفان قدیم چین هر گونه فعل و انفعالات جهان تحت تاءثیر نظامى است كه تائو نامیده مى شود. تائو در زبان چینى به معناى راه است و در اصل به بستر رودخانه اطلاق مى شده است . مى شده است . پیروان این فلسفه براى تحولات جهان قانونى ثابت مانند بستر رودخانه قائل بودند و مى گفتند تائو آغاز و انجامى ندارد و پس از پدید آمدن جهان مادى ، تائو نیز براى ایجاد تناسب ، در آن جریان یافته است . از این رو، واژه تائو به كاسموس (cosmos) یونانى كه به معناى تناسب است ، نزدیك مى شود. یونانیان جهان را كاسموس مى نامیدند.

Taoist Temple at Qing Cheng Shan

در رساله تائوته چینگ آمده است كه هر گاه اشیاء در بستر طبیعى خود سیر كنند با كمال تناسب حركت خواهند كرد؛ زیرا این حركت با تائو هماهنگ است ، ولى هر گاه چیزى از بستر طبیعى منحرف شود تناسب خود را از دست مى دهد. هدف نهایى انسان باید آن باشد كه خود را با تائو هماهنگ كند.


 



2- چوانگ تزو  و مقالات او

4-s-h.jpg

چوانگ تسه پس از لائوتسه ، معروفترین فیلسوف تائوئیسم است و گفته مى شود وى در قرن چهارم قبل از میلاد تعالیم استاد فرضى خود، لائوتسه را نشر داده است . به این حكیم سى و سه مقاله نسبت داده اند كه بسیارى از آنها قطعا از اوست . وى تحولات جهان را به شكل دورانى ترسیم مى كرد و معتقد بود كه اضداد بر یكدیگر تاءثیر مى گذارند و از میان مى روند. او معتقد به نیست خیر و شر بود و براى بیان اندیشه هاى خود از تمثیلهاى بسیارى استفاده مى كرد.

3- دین رسمى

TainanBigBurner.jpeg

براى نخستین بار در سال 165 م . یكى از پادشاهان چین معبدى به نام لائوتسه بنا كرد و هدایاى تقدیم داشت ، ولى تائوئیسم پیشرفت چندانى نكرد تا آنكه در قرن هفتم میلادى این آیین در چین رسمیت یافت . در آن زمان آیین بودا و مكتب كنفوسیوس در چین پیشرفت كرده بودند. افرادى به این عنوان كه آیین بودا از كشور هندوستان به چین سرایت كرده و یك آیین بومى نیست ، به ترویج تائوئیسم پرداختند. آنان آداب و رسومى را بنا نهادند و براى چیزهاى مختلف خدایانى را مطرح كردند. با این حال ، این آیین در چین پیروان اندكى داشت و كم كم از صحنه بیرون شد. با آنكه دولت كمونیستى چین با افكار مذهبى شدیدا مبارزه مى كند، هنوز هم افرادى به جنبه هاى جادویى این آیین علاقه دارند.

http://www.kellogg.northwestern.edu/student/gim/SEAsia2007/Images/Vietnam_Culture.jpg
|+| نوشته شده توسط هیچکس در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 10:17  
 شکلهای متحرک
8.gif

*********************************************************************

3.gif

*********************************************************************

1.gif

*********************************************************************

11.gif

*********************************************************************

111.gif

*********************************************************************

13.gif13.gif

*********************************************************************

3.gif

*********************************************************************

 

 

|+| نوشته شده توسط هیچکس در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 10:4  
 کر به بالین بیمار

حکايت کر بر سر بيمار درآمد، حکايت جالبي است که به نوعي به کر بودن گوش برخي از دولتمردان اشاره دارد :

کري به عيادت بيماري رفت. در راه با خود گفت :

چون بر سر بالين او نشينم و گويم حالت چطور است ؟

خواهد گفت: بهترم

ديگر پرسم که : غذا چه مي خوري ؟

خواهد گفت : فلان چيز

ديگر پرسم طبيب تو کيست ؟

خواهد گفت : فلان

کر بر سر بيمار در آمد و بر سر بالين او بنشست . اتفاقا بيمار اعراضي کرده بود وقهري سخت داشت . کر سر پبش برد و گفت : حالت چطور است ؟

بيمارگفت : حال مرگ !

کر گفت : الحمد لله  از او پرسيد : غذا چه مي خوري ؟

بيمار گفت : زهر زقوم !

کر گفت: نوش جانت باد و باز پرسيد : طبيب تو کيست ؟

بيمار گفت : ملک الموت

کر گفت : قدمش بر تو مبارک باد !

550422iuv8tgsqnr.gif550422iuv8tgsqnr.gif550422iuv8tgsqnr.gif550422iuv8tgsqnr.gif550422iuv8tgsqnr.gif550422iuv8tgsqnr.gif

|+| نوشته شده توسط هیچکس در دوشنبه هفدهم دی 1386 و ساعت 17:14  
 شناختنامه خدا

بنام خدا

سلام

* بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیمتان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.

* اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.

خدا بی گناه است در پروندۀ نگاهتان تجدید نظر کنید.

* خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.

* خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!

* این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.

* وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.

* یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.

* کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.

* آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.

* کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشتی نمی کند.

* خدا بی گناه است در پروندۀ نگاهتان تجدید نظر کنید.

* آنکه  خدا را زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود.

* خدا از آنکه روزهایش بیهوده میگذرد، نمی گذرد.

* بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند.

* روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.

* برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا نبیند.

* شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است

* به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.

* چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند.

* امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟

*اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معفی خواهیم کرد؟

* وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.

* آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.

* خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.

یاحق

|+| نوشته شده توسط هیچکس در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 و ساعت 18:13  
 عکسهای جالب
زرافه

be ax deghat kon

gmail

gmail

gmail

|+| نوشته شده توسط هیچکس در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 19:5  
 مهریه در اعصار مختلف

عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها منقرض شدند
عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها
عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی
عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب
عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد
نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد
عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا

نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است
نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟
عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس ها
عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها
عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها
عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها==> عروس ها

|+| نوشته شده توسط هیچکس در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 15:55  
 مشخصات دانشجویان جهان

ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!
مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه واکشنی(action) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!
عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!
چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!
اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید!
گینه بی صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!
ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! (فهمیدین به منم بگین) او چت می کند! خیابان متر می کند، ودر یک کلام عشق و حال می کند! همه کار می کند جز اینکه درس بخواند نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است! از من می شنوین بی خیال دانشگاه بشین بهتره (تفریحات بهتر و کم دردسرتر هست)خود دانید

|+| نوشته شده توسط هیچکس در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 15:52  
 تست هوش
4  تا سوأل هستش. باید اونها رو سریع جواب بدی. حق فکر کردن نداری، حالا بذار ببینیم چقدر باهوش هستی.
آماده ای؟
برو پایین تر..... 00020112.gif

سوأل اول :
فرض کنید در یک مسابقه دوی سرعت شرکت کرده اید. شما از نفر دوم سبقت می گیرید حالا نفر چندم هستید؟

.

.

.

.

.

پاسخ: 00020119.gif
اگر پاسخ دادید که نفر اول هستید، کاملاً در اشتباه هستید! اگر شما از نفر دوم سبقت بگیرید، جای او را می گیرید و نفر دوم خواهید بود.
سعی کن تو سوأل دوم گند نزنی.
برای پاسخ به سوأل دوم، باید زمان کمتری را نسبت به سوأل اول فکر کنی.

سوأل دوم:
اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟
جواب:
.

.

.

.

.

.

.

اگر جواب شما این باشه که شما یکی مانده به آخر هستید، باز هم در اشتباهید. بگید ببینم شما چه طور می تونید از نفر آخر سبقت بگیرید؟؟ (اگر شما از نفر آخر عقب تر باشید، خوب شما نفر آخر هستید و از خودتون میخواهید سبقت بگیرید؟؟؟؟)
شما در این مورد خیلی خوب کار نمی کنید، نه؟

سوأل سوم:
ریاضیات فریبنده!!! این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.
عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید.
1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟
.

.

.

به عدد 5000 رسیدید؟ جواب درست 4100 است.
باور ندارید؟ با ماشین حساب حساب کنید.

مشخصه كه امروز روز شما نیست. شاید بتونید سوأل آخر رو جواب بدید. تمام سعی خودتون رو بکنید. آبروتون در خطره!!!00020119.gif

سوال آخر؟پدر ماری، پنج تا دختر داره: 1-Nana 2- Nene 3- Nini 4- Nono. اسم پنجمی چیه؟
.

.

.

.

.

.

.

.

جواب: Nunu؟
نه! البته که نه. اسم دختر پنجم ماری هستش. یک بار دیگه سوأل رو بخونید.00020112.gif
بابا ایول، مارو باش رو دیوار کی داریم یادگاری می نویسیم. آبرومونو بردی که بابا

|+| نوشته شده توسط هیچکس در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 15:49  
 خواستگاری خر
|+| نوشته شده توسط هیچکس در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 15:36  
 دعوای موز با پسته
يه موز و يه پسته با هم دعواشون مي شه، موز به پسته ميگه: که چي بشه؟ هميشه نيشت بازه؟ پسته ميگه: از تو که بهترم، بخاطر 200 تومن جلوي همه شلوارت رو مي کشي پايين!

 

 30tlamc.gif30tlamc.gif30tlamc.gif30tlamc.gif30tlamc.gif36_3_16.gif

|+| نوشته شده توسط هیچکس در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 و ساعت 15:36  
 يه ني ني كوچولو كه اندازه كف دسته!

|+| نوشته شده توسط هیچکس در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 18:58  
 ژاپني ها هم نوزاد كباب ميكنند ميخورند!! ترسناك...

|+| نوشته شده توسط هیچکس در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 18:58  
 اينجور عابر بانك ديدي؟

|+| نوشته شده توسط هیچکس در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 18:57  
 تصاویر جالب از یخ بستن اشیاء گوناگون
 

|+| نوشته شده توسط هیچکس در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 18:56  
 دختری که واسه عشق خودکشی کرد
|+| نوشته شده توسط هیچکس در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 18:50  
 سن دختر خانم ها از 14 تا 28 و خصوصیات اخلاقی اونا

سن دختر خانم ها از 14 تا 28 و خصوصیات اخلاقی اونا

 

سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزی که نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی

|+| نوشته شده توسط هیچکس در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 18:49  
 عکس عجیب
يه عكس خيلي عجيب و جالب از يه دختر جووون و تنها كه وقتي در كامپيوترتون ذخيره كنيد ( در يه درايو حتما باشه) عكس كوچيكش عوض مي شه !
روش كار: از صفحه اي كه كليك مي كنيد و وارد مي شيد عكس يه دختر جوون هست، روش كليك راست كنيد و   .. Save Picture As  رو يزنيد و در يك درايو كامپيوترتون ذخيره كنيد. بعد بريد سراغ درايو و از بالاي پنجره  رديف دوم Views و گزينه اول رو كليك كنيد تا عكسهاي كوچيك صفحه قابل ديدن باشه. حالا چه مي بينيد ...دختره تنها نيست در عكس كوچيكش !! باحاله نه؟

|+| نوشته شده توسط هیچکس در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 18:30  
 فكر نمي‌كردم آدم به اين سادگي ايدز مي‌گيره

همون روز اولي كه توي روشنايي روز ديدمش فهميدم 5 ــ 6 سالي از من بزرگتره، اما اونقدر زيبا بود كه جذب صورتش شدم.... شب قبلش ساعت 11 بود كه به عنوان مسافر اومد و بهم گفت: آقا تا سعادت‌آباد مي‌ري؟ بهش گفتم: بشين ترك موتور؛ همه چيز با يه صحبت خيلي مختصر شروع شد ....

آنچه مي‌خوانيد واگويه‌هاي جوان مبتلا به ايدزي است كه داستان ابتلايش را اين گونه براي خبرنگار ايسنا بازگو كرده است:

ـ مجردي يا متاهل؟

ـ مجرد

ـ اگر فردا بخوام جايي برم مياي دنبالم؟

ـ آره مي‌آم!

ـ تلفن داري؟

ـ نه شماره خونمونو مي‌دم

ـ پس شماره موبايلمو يادداشت كن، فردا بهم زنگ بزن، بگم ساعت چند بيا

همون شب بهش زنگ زدم

ـ الو؟

ـ سلام آقاي .... شماييد؟

ـ بله. تماس گرفتم بگم فردا كجا مي‌ريد؟

ـ بيا .... دنبالم.

رفتم به آدرسي كه داده بود، توي روشنايي روز زن زيبايي بود. ترك موتور نشست و سرحرف رو باز كرد.

ـ معتادي؟

ـ آره!

ـ چي مي‌كشي؟

ـ با اين كه هروئين مصرف مي‌كردم، گفتم حشيش، شما هم مصرف مي‌كنيد؟

ـ آره، خيلي هم خمارم

ـ خيلي؟

ـ مگه مواد داري؟

ـ آره

ـ جايي داري خودمونو بسازيم؟

ـ نه، مادرم خونس

ـ پس يه كوچه خلوت پيدا كن

يواش يواش صحبت ما شد «رفاقت»، اون موقع 26 سالم بود و دوره آشنايي‌مون 5/3 ماه بيشتر طول نكشيد.

يه روز با هم رفتيم دروازه شمرون. يه كوچه‌اي اونجا بود كه همه مواد مي فروختن. تازه اون موقع فهميدم اون با فروشنده‌هاي مواد در تماسه و من تنها رفيقش نيستمو و خيلي‌ها باهاشن. همون موقع ازش زده شدم، ‌از اين كه با يكي ديگه غير من حرف زده بود، ناراحت بودم. وقتي اومد ترك موتورم نشست، باهاش حرف نزدم، تا اين كه بهم گفت:

ـ كسي خونتونه؟

ـ چطور؟

ـ دوا دارم، بريم بزنيم!

بالاخره رفتيم توي يه كوچه خلوت. دو گرم هروئين همراش بود يه گرمشو داد به من. همون موقع نظرم نسبت بهش عوض شد و ولش نكردم.

مادرم، خواهرم و بچه‌هاش رفته بودن مسافرت، خونه دو هفته خالي بود. دومين روزي كه خونمون بود، هر دو خمار شديم، پولم ندا